فرار نخبگان از وضعیت نابسامان سیستم ها

نیروی انسانی کارآمد و متخصص از جمله سرمایه های هر کشوری است که موجب توسعه اقتصادی , فرهنگی و اجتماعی آن کشور میشود.تاکنون چقدر به این قضیه فکر کرده اید که چرا در بسیاری از دستگاه ها در کشور های در حال توسعه , خصوصا نهاده ای دولتی عدم تخصص بیداد میکند . چرا هزینه های وحشتناک ناشی از عدم نظرات کارشناسی نظارت شده و مدیریت مناسب منابع به دستگاه ها تحمیل میشود و چگونه پروژه های بنیادی با کیفیت پایین و باور نکردنی با هزینه های هنگفت (بسته به نوع نیاز ) اجرا شده و پس از مدت زمانی پروژه های جانبی برای ترمیم و یا تغییر بنیادی … تعریف میشوند ؟ چرا در سیستم ها نیروی انسانی کارآمد در حداقل خود است و به عبارت بهتر چرا آنان از سیستم خارج میشوند ؟ و چرا نیرو هایی که دلسوزی بیشتری دارند مجبور میشوند از زندگی خود بگذرند تا نه وظیفه خود را انجام دهند بلکه کاستی های دیگران را جبران کنند ؟ البته با این فرض که ناگهان برترین کارشناسان و دلسوزان با کمال ناباوری سر از ناکجا آباد در نیاورند و نا اهلان امور را بدست نگیرند ! جواب همه این امور را در فرار متخصص نخبه باید جست !

آنچه که در وهله اول خودنمایی میکند مشکلاتیست که در جو سیستم ها حاکم است.این شرایط بسته به ماهیت سیستم و محیط متفاوت است لیکن میتوان آنها را در چند بخش کلی بیان نمود : مسائل و مشكلات فرهنگى و آموزشى – عدم وجود نظام شایسته سالاری در استخدام، ارتقا و پیشرفت علمی و حرفه ای و وجود فاکتور غیر مرتبط و سلیقه ای - فساد ادارى و سوءمديريت – فقدان توسعه اقتصادى. اینها بیان کلی ای از معضلاتی هستند که وجود تعدادی از انها و یا حضور همزمان آنها تیشه به ریشه فرهنگ و علم سیستم می زند !.

عدم توجه مسئولين وقت و عدم قائل شدن ارزش كافي و لازم براي علم و جامعه علمي كشور آن هم بصورت متمرکز در کنار عدم توجه جدی به مبحث شایسته سالاری و پیچیده بودن مراحل استخدام ، در گير بودن ذهني آنها به مسائل مقتضي زمان , همتراز بدون جایگاه نیروهای کارآمد خصوصا در سیستم های اداری با نیروهایی که بیکاری پنهان در سراسر ساعات کاری آنها موج میزند , عدم نظارت بر امور جاری و دریافت گزارش های کاری خلاف واقع , آنها را از توجه به روند واقعی گردش نیروی انسانی کارآمد باز داشته و موجب از بین رفتن انگیزه در نیروهای فعال به مرور زمان میشود . اینجاست که پدیده گریز نخبگان به وقوع میپیوندد و زیان خالص این موضوع تنها متوجه سیستم میشود .

شاید لازم باشه در این بین اشاره ای به بحث اهمیت  هویت سیستم کنم . در یک بررسی کوتاه به این نکته میرسیم که لایه های مدیریتی وظیفه ای سنگین در حفظ هویت سیستم خود دارند . این لایه ها با توجه به بحث سلسله مراتب خود نقش بسزایی در جلوگیری از انحراف نیروی انسانی از ارزش ها و هویت مطلوب سیستم مذکور داشته و مطمئنا تک تک آنها در حفظ این مهم نقش بسزایی را ایفا میکنند . هرگونه انحراف از ارزش های مطلوب سیستم موجب بروز بی انگیزگی در کارکنان خواهد شد و چاشنی این امر بی توجهی مسئولین و هم سطح قرار دادن کارمندان مسئولیت پذیر و کوشا با کارمندان بی توجه و دست کم بی تعهد به پیشرفت سیستم است . نتیجه همگی این امور یک موضوع را در پی دارد : ایجاد تنش های روحی و عاطفی در بین کارمندان مستعد و متعهد و خروج نیروهای فعال و کارشناس !

اما نکته ظریف دیگری نیز وجود دارد.تجربه نشان داده است که توجه به نیرو های متخصص و نخبه علمی موجب میشود که انگیزه فرد در تولید علم و ارائه راه کار های تخصصی بالا رفته و سیستم خصوصا در دراز مدت از نتیجه این تخصص به طور عینی بهرهمند شوند . به عبارت دیگر قرار دادن نخبگان در سطح همتراز با نیروهای انسانی بعضا مخرب و ناکارآمد و عدم تجلیل از خدمات انان یک نتیجه را دنبال میکند : فرار نخبگان !

با يك نگاه اجمالى به آمار و ارقام مربوط به پديده فرار مغزها، پيامدهاى بسيار ناگوار آن غيرقابل تصور مى نمايد از يكسو كشورهاى صنعتى و به اصطلاح مقصد قرار دارند كه عامل مهم در جذب نخبگان كشورها به شمار مى روند و منبع مهمى براى جذب نخبگان، از سوى ديگر كشورهاى مبدأ و جهان سوم قرار دارند كه همه سرمايه و هستى خود را تقديم بيگانگان مى كنند

برقراری رابطه به جای ضابطه، تقلیدگرایی، عدم اعتقاد به کارامدی نظرات علمی در پیشبرد پروژه ها، نوگریزی، پنهانکاری، پوشیده گویی، عدم شایسته سالاری، عدم تمایز نهادهای اجتماعی با علم و مسائلی از این دست منجر به این می‌شود که اگر یک متخصص دارای دستمزد قابل قبولی هم باشد تاب ماندگاری در سیستم را نیاورد.

فشار روانی ناشی از نیرو های انسانی بیمار و بی انگیزه که تنها به دریافت آسوده و بعضا بی زحمت حقوق آماده , خصوصا در مراکز اداری و دولتی عادت نموده اند , فضای ناآرام , نا سالم و چالش انگیز را در سازمان‌های علمی، پژوهشی و اجرایی ایجاد میکند که تنها نتیجه آن از بین بردن انگیزه و بعضا خارج نمودن نیروهای متخصص است و نهایتا زمینه سقوط سیستم را فراهم میکند . کسانی که حاضرند به هر طریق ممکن بیماری ضعف تخصص خود را به دیگران سرایت دهند تا عملکرد منفی خود را پوشش دهند .

با نگاهی به اینجا و اینجا در میابیم که ایران بیشترین رشد گریز نیرو های متخصص را داراست و این تفکر همچنان فرهنگ غالب بر نیرو های متخصص کشور است.طبق آمار منتشره از سازمانها و نهادهای دولتی مثل هفته نامه سازمان مدیریت و برنامه ریزی، ۹۰از ۱۲۵ دانش آموزی که در سه سال گذشته در المپیاد‌های جهانی رتبه کسب کرده‌اند، هم اکنون در دانشگاه‌های آمریکا تحصیل می‌کنند. بسیاری از آنان هرگز به ایران جهت زندگی دائم باز نمی گردند (منبع امار: 1 و2 )

به رغم اینکه معتقدم نباید نا امیدانه به قضیه نگاه کرد اما واقعیت حاکی از این واقعیت است که چنین امری به عین در حال حاضر گریبان گیر نهاد ها میباشد و به همین دلیل زمینه بکار گیری نخبگان بسیار کم است . همانطور که بیان کردم ریشه این امر در برخی موارد به سوء مدیریت و در بسیاری اوقات نیز به نوع نیروی انسانی سیستم بر میگردد.که هر کدام موجب بهم خوردن تعادل روانی یک متخصص خواهد شد

به جد معتقدم که سیسمی که کارمندان آن تن پرور , فراری از کار و دارای بیکاری پنهان و قانون گریز هستند ,اختیار عمل را از مدیر میگیرد و اینجاست که نیروهای ماهر تصمیم به خروج از جو آلوده سیستم میگیرند و کشوري که افراد تحصيلکرده و نخبه خود را از دست بدهد از دايره توسعه و پيشرفت خارج ميشود

به یاد داشته باشیم نخبه ای که امنیت فکری , جانی , اجتماعی و شخصیتی نداشته باشد التزامی به ماندگاری ندارد و انتظار از او برای اینکه زندگی خود را وقف جبران سهل انگاری های دیگر همکاران خود که دارای مزایای یکسانی در مقایسه با وی هستند , خواسته ای بیجاست.باعث شرمساری است اگر انتظار داشته باشیم کارشناس زبده ما به جای پرداختن به ارائه راه حل های منجر به پیشرفت زمان خود را صرف اموزش و اصلاح روابط اجتماعی و جبران اشتباهات مکرر دیگران کند ! آیا صحیح است انتظار داشته باشیم یک کارشناس زمان خود را بجای صرف کردن در راه رشد و پیشرفت خود , صرف افرادی کند که امروزشان با سال ها پیش یکسان و بعضا پایین تر است؟ به یاد داشته باشیم با خروج هر نیروی کارآمد یک نیروی عادی و بعضا بیمار جایگزین وی خواهد شد ! چه کسی زیان خواهد دید ؟ سیستم یا کارشناس؟

نوشتن دیدگاه